برندها، با ما و در ما زندگی می‌کنند.

برندها، با ما و در ما زندگی می‌کنند.

محمدرضا مهران جلیل

روایت من از برند

اندیشه‌ای برای تصمیم و عمل

برند، در متن
کسب‌وکار شکل می‌گیرد.

من برند را به‌مثابه ساختاری معناگرا طراحی می‌کنم؛ ساختاری نمادین که در ژرفای ذهن جمعی، هویت می‌سازد، آگاهی را جهت می‌دهد و به رفتار معنا می‌بخشد.

۰۱

اصالت

شناخت صادقانه باورها، قابلیت‌ها و مسئولیت‌هایی که می‌توان بر آنها ایستاد.

ادامه مطلب…
۰۲

تمایز

ترجمه این حقیقت به تفاوتی معنادار و قابل‌ادراک در پیشنهاد و تجربه.

ادامه مطلب…
۰۳

تداوم

حضور منسجم آن تفاوت در ساختارها، تصمیم‌ها و مواجهه‌های روزمره.

ادامه مطلب…

سه جستار درباره چیستیِ برند، شکل‌گیریِ تمایز و نسبتِ فلسفه با تصمیم.

جستارهای منتخب

همه دیدگاه‌ها
پرترهٔ محمدرضا مهران جلیل

دربارهٔ من / محمدرضا مهران جلیل

پیوندِ هویت فلسفی با تجربه‌ای از دلِ بازار

مسیر حرفه‌ای من از مدیریت بازاریابی و فروش، شبکه‌های توزیع و مدیریت خدمات و مواجهه با تصمیم‌هایی آغاز شد که می‌بایست بیانگر هویت سازمانی و اهداف بلندمدت سازمان باشند. این تجربه‌ها پرسشی را برایم برجسته کردند: چه چیزی میان باورهای یک سازمان، آنچه بیان می‌کند و آنچه در عمل انجام می‌دهد، پیوند برقرار می‌کند؟

اما امروز پاسخ این سؤال‌ها را در پیوند میان فلسفه، استراتژی و تجربهٔ برند یافته‌ام؛ با تمرکز بر شناختِ معنا و ارزش‌های اصیل کسب‌وکار و نسبت آن‌ها با تصمیم، هویت و رفتار.

بیشتر بدانید

CONVERSATION / گفت‌وگو

مسئلهٔ شما از کجا آغاز می‌شود؟

گاهی ایده‌ای برای یک محصول تازه داریم، گاهی کسب‌وکار در آستانهٔ تغییر است و گاهی هنوز نمی‌دانیم پرسش اصلی چیست. هر موقعیتی نیازمند فهمِ زمینه و انتخابِ مسیر متناسب با آن است.