define — conceptual study

رویکرد

معنا را به معیار تصمیم تبدیل کنیم

صورت‌بندی

از شناخت به انتخاب

شناخت زمانی به کار می‌آید که به انتخاب بینجامد. در این مرحله، یافته‌ها در قالب فلسفه، ارزش‌ها، ماهیت و شخصیت برند صورت‌بندی می‌شوند. قرار نیست مجموعه‌ای از صفت‌های خوش‌آهنگ فراهم شود؛ باید روشن شود این برند چه کسی است، برای چه کسانی ارزش می‌آفریند و بر چه اصولی پافشاری می‌کند.

ارزش، اصل و مرز

ارزش‌های پایه به اصول تصمیم ترجمه می‌شوند. هر اصل باید در یک موقعیت واقعی قابل‌استفاده باشد و مرز رفتار پذیرفتنی را روشن کند. برای نمونه، تعهد به شفافیت باید در بیان محدودیت خدمت و توضیح هزینه‌ها اثر داشته باشد. موارد تعارض نیز باید بررسی شوند تا سند فقط در شرایط آسان کاربرد نداشته باشد.

جایگاه و معماری

جایگاه برند، مخاطب اولویت‌دار، مزیت و دلیل باورپذیری آن را مشخص می‌کند. اگر کسب‌وکار چند برند یا چند پیشنهاد دارد، نسبت آنها نیز باید روشن شود. معماری برند کمک می‌کند مخاطب ارتباط اجزا را بفهمد و مدیران بدانند توسعه آینده چگونه با هویت موجود پیوند می‌یابد.

شخصیت و تداعی

شخصیت برند را از رفتارهای موردانتظار تعریف می‌کنم؛ از شیوه توضیح، مخالفت، پاسخ‌گویی و همراهی. کهن‌الگو یا استعاره می‌تواند به انسجام این تصویر کمک کند، اما جایگزین تعریف رفتار نیست. هر تداعی باید به نشانه‌ای در زبان، تجربه یا عمل متصل شود.

خروجی قابل‌استفاده

حاصل، سند فلسفه و هویت بنیادین، گزاره جایگاه و اصولی برای انتخاب‌های بعدی است. معیار بررسی آن این است که تیم بتواند با رجوع به سند، میان دو پیشنهاد متفاوت تصمیم بگیرد و دلیل انتخابش را توضیح دهد. ابهام‌های باقی‌مانده باید پیش از آغاز طراحی هویت حل شوند.

بازگشت به رویکردادامه مطلب…