دفتر و قلم و عدسی؛ تأمل و صورت‌بندی

فلسفه و معنا

فیلسوف بازاریابی

پیش‌فرض‌ها را پیش از پاسخ‌ها ببینیم

محمدرضا مهران جلیلحدود 2 دقیقه مطالعهبازپرداخت برای وب‌سایت

گاهی اختلاف در تصمیم‌های بازاریابی، پیش از آنکه اختلافی در روش باشد، اختلافی در تصور ما از انسان و بازار است. مشتری را خریدار می‌بینیم، شریک تجربه می‌دانیم یا عضوی از یک اجتماع؟ پاسخ هرکدام، مسیر متفاوتی پیش پای ما می‌گذارد.

فلسفه برای من امکان دیدن همین پیش‌فرض‌هاست؛ مکثی که کمک می‌کند مسئله را پیش از شتاب‌گرفتن در اجرا، دقیق‌تر صورت‌بندی کنیم.

پرسشی که مسیر را تغییر می‌دهد

اگر مسئله را تنها «فروش کمتر» بنامیم، احتمالاً پاسخ را در قیمت، رسانه یا فشار فروش جست‌وجو می‌کنیم. اما اگر بپرسیم «مخاطب چه ارزشی را در پیشنهاد ما نمی‌یابد؟»، دامنه بررسی تغییر می‌کند.

هیچ‌یک از این پرسش‌ها به‌تنهایی کافی نیست. مهم این است که بدانیم صورت‌بندی مسئله، بعضی پاسخ‌ها را آشکار و بعضی را پنهان می‌کند.

فلسفه باید به انتخاب برسد

تأمل وقتی در کسب‌وکار ثمربخش است که انتخاب را روشن کند: برای چه کسانی ارزش می‌آفرینیم، چه رفتاری را نمی‌پذیریم، و میان منافع کوتاه‌مدت و اعتبار بلندمدت چگونه داوری می‌کنیم؟

برای مثال، اگر استقلال مخاطب ارزش است، شیوه ارائه اطلاعات و طراحی فرایند فروش باید امکان تصمیم آگاهانه را حفظ کند. فلسفه‌ای که هیچ تغییری در این جزئیات ایجاد نکند، هنوز به زندگی سازمان وارد نشده است.

جایگاه داده و تجربه

پرسش فلسفی جای پژوهش بازار را نمی‌گیرد. داده نیز به‌تنهایی هدف اخلاقی یا معنای مطلوب را تعیین نمی‌کند. اندیشیدن به برند، برای من رفت‌وبرگشت میان این دو است: روشن‌کردن باورها و سنجیدن آنها در مواجهه با واقعیت. از همین رفت‌وبرگشت است که تصمیمی قابل‌دفاع شکل می‌گیرد.

این تأمل، در بحث فلسفه برند به انتخاب‌ها و موقعیت‌های عملی پیوند می‌خورد.

محمدرضا مهران جلیل

مشاور برندسازی و توسعه برند

در امتداد این یادداشت

بازگشت به دیدگاه‌ها