
راهبرد و مدیریت
خلق شخصیت برند؛ از حرف تا عمل
صفات را باید در رفتار دید
وقتی برندی را صادق، جسور یا همراه مینامیم، در واقع انتظاری درباره رفتار آن میسازیم. مخاطب این صفات را از فهرست واژههای سند هویت نمیآموزد؛ از مواجهههای مکرر استنباط میکند. بنابراین شخصیتسازی باید از رفتار آغاز شود.
صفات فراوان، لزوماً شخصیت دقیقتری نمیسازند. گاه هرچه فهرست بلندتر میشود، امکان انتخاب و تمایز کمتر میشود.
صفت را به موقعیت ببریم
اگر برند صادق است، هنگام تأخیر چگونه توضیح میدهد؟ اگر همراه است، پس از فروش چه میکند؟ اگر دقیق است، با ابهام در اطلاعات چگونه برخورد میکند؟ این پرسشها واژه را به معیار تبدیل میکنند.
برای هر صفت میتوان چند رفتار مطلوب و چند رفتار ناسازگار تعریف کرد. «احترام» ممکن است در شنیدن کامل مسئله، بیان روشن هزینه و پرهیز از فشار برای تصمیم عجولانه دیده شود.
ثبات، بدون خشکی
شخصیت باید در موقعیتهای گوناگون قابلشناسایی بماند، اما لازم نیست لحن همیشه یکسان باشد. پاسخ به شکایت با معرفی یک ایده تازه تفاوت دارد. آنچه ثابت میماند، کیفیت رابطه و اصول رفتار است.
فرض کنیم برندی لحن گرم دارد. این گرما در موقعیت حساس نباید به شوخی نامناسب یا کماهمیت جلوهدادن مسئله تبدیل شود. انعطاف لحن، زمانی درست است که ارزش اصلی را حفظ کند.
شخصیت بهمثابه تعهد سازمانی
انتخاب شخصیت بر آموزش، استخدام، طراحی خدمت و نظام ارزیابی اثر میگذارد. نمیتوان از کارکنان رفتار همراهانه خواست و همزمان تنها سرعت خاتمه تماس را پاداش داد. شخصیت معتبر از همراستایی این تصمیمها ساخته میشود؛ جایی که سازمان برای رفتاری که وعده داده، امکان عملی فراهم میکند.
این تأمل، در بحث هویت برند، برندسازی B2B و سازمانی به انتخابها و موقعیتهای عملی پیوند میخورد.
محمدرضا مهران جلیل
مشاور برندسازی و توسعه برند
